ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

روزگار یقین به سر آمده، آری، هزاره ما هزاره تردید است

آخرین نظرات
  • ۵ دی ۹۵، ۲۱:۳۵ - ♥ محجبه ♥
    قشنگه
  • ۱۱ شهریور ۹۵، ۱۳:۲۸ - دخترمهتاب ...
    احسنتم
  • ۳۱ مرداد ۹۵، ۱۴:۴۷ - 💕 پسر خوب 💕
    ...

...اگر ما سکوت کنیم

يكشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۹ ب.ظ

می دانم که این نوشته باز بر مذاق شوونیستهای به خواب رفته سرزمینم تلخ خواهد آمد و آنها را چونان گرگ هاری به سوی من روان خواهد ساخت. کاملا طبیعی است که آنها به خود جرات بدهند و در بخش نظرهای وبلاگ انتقام استخوانها پوسیده کورش و داریوش را از من بستانند این رسم همیشگی آنها است. چه آنها تا بر قدرت سوار بوده اند کوره های آدم سوزی به راه انداخته  و در روزگار عسرت به همین چند فحش ناموسی و خانوادگی بسنده کرده اند.

از دیر باز به رز زدن هایشان عادت کرده ام و اصلا هرگاه که با ایشان مواجه شده ام، جز زر زدن چیز دیگری نشنیده و ندیده ام. البته این، امری غیر طبیعی محسوب نمی شود چه از کسانی که در دنیایی جدید زندگی می کنند و خود را دل مشغول امور تاریخ مصرف گذشته یی چون داریوش، کورش، و شاپور و... می نمایند چیزی جز این نیز نمی توان توقع داشت.

زر زدن مخصوص انسانهایی بی بهره از عقلانیت است و اگر ایشان از کمترین میزان عقلانیت بهره مند بودند تن به شوونیسم نمی دادند.

اینک اگر سخن مرا به حساب عرب، سید، بسیجی یا جیره خوار شدنم نمی گذارید، باید بگویم که از نظر من رورتی شکر خورد که ملیت و ایرانیت را تنها آلترناتیو حکومت دینی در ایران عنوان نمود. چگونه می توان با استمداد از گذشته ای که خود نتوانست گلیمش را از آب بیرون بکشد و اینک از آن، جز چند گور و کتیبه و ستون کله اسبی باقی نمانده به دورانی جدید قدم نهاد.

من به جد اعتقاد دارم که سخن گفتن از حقوق بشر یا آنگونه که کتیبه کورش در میان سینه چاکانش خوانده می شود: "حقوق ملت ها"، کار دشواری نیست. کار دشوار آن است که در عمل، خود را در برابر آن مسئول بدانی و در راه تحقق اش گام برداری. و بی هیچ شکی جنگ، بمباران هوایی و لشگر کشی و... راه صحیح پیاده نمودن حقوق ملت ها نیست.

پس برحذر باش تا به بهانه برقراری حقوق بشر، دست به جنایتی نزنی و خود اولین پایمال کننده اش نباشی. آنچنانکه اولین نویسندگان منشور حقوق بشر در فرانسه یِ انقلاب زده، خود نخستین و بزرگترین ناقضان آن شدند.

از دیرباز نیز همین گونه بود، کورش نیز که منشور حقوق ملل را نگاشت به بیش از چهل کشور جهان یورش برد و تاج از سر پادشاهان دیگر برداشته و به قتل عام مردم کشورهای دیگر پرداخت. و جوانان بسیاری که از روی دلبستگی به فرهنگ تاریخ و ملیتشان در برابر لشگریانش می ایستادند از دم تبغ می گذراند.

بزرگترین مدعی دموکراسی آزادی و حقوق بشر در دوران ما نیز جورج بوش رئیس جمهور سابق ایالات متحده آمریکا بود. من او را  خلف بر حق کورش کبیر می دانم. او نیز در دنیای امروزین ما همان نقشی را بر عهده گرفته است که دو هزار و پانصد سال پیش، کورش بر عهده گرفته بود با همان خشونت و با همان درنده خویی.

شاید دیر زمانی بر ملت ها نگذرد که جرج بوش با استناد به سخنرانی های خود که در آن آمریکا را تکیه گاه استوار آزادی و حقوق بشر عنوان می نمود، مانند کورش در چهره ی یک قدیس یا قهرمان بازگردد.

دور نیست که چنین شود اگر ما سکوت کنیم.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی