ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

روزگار یقین به سر آمده، آری، هزاره ما هزاره تردید است

آخرین نظرات

پس از آندوسکوپی – بخش نخست

دوشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۴، ۰۲:۲۶ ب.ظ

"این ها، بخش های قابل انتشاری از مکاتبات من هستند در واتس آپ"

سید حسن کاظم زاده

... امروز رفته بود آندوسکوپی. دیشب گفتم نرو هیچی نیست.

خوب نتیجه اش رو کی میدن.

هیچی نیست.دکتر گفته که هیچی نیست. آندوسکوپی آدم رو زخمی و اوراق می کنه من خودم تجربه اش رو دارم. با اینکه بهش گفتم نرو رفت و 350000 تومان هم هزینه کرد و نتیجه ای هم نگرفت. عیبی نداره باز خدا رو شکر که خیالش راحت شد ولی میگه کمی درد گلو دارم.

می بینی تو خودتم رفتی دکتر اونم چند بار و آخرش یک اکو کاردیوگرافی از قلبت گرفتن و گفتن چیزیت نیست. این دردها ریشه در توهمات ما داره و محصول ترس های ماست.

اونم باید تغذیه و اعصابش رو بهتر کنه و این کاملا طبیعیه. نقطه ضعف شما توی شکمتونه باید خورد و نگران نبود. و برای تسلط بر نگرانی راه های مختلفی هست از جمله ورزش و موسیقی و مطالعه و استفاده از دانش تکنولوژی فکر و بعدش هم از همه مهمتر قرصه.

من که نمی تونم آدمی رو تصور کنم که به موسیقی گوش نمی ده و خودش رو از یک موهبت منع می کنه. تجربه نشان داده که موسیقی در درمان برخی بیماری ها به ما کمک می کنه و حتا در جلوگیری از سرما خوردگی موثره.

آره من با قرص موافقم ولی موسیقی...

آخه می دونی ما در عصری زندگی می کنیم که بهش می گن دوران گذار ویژگی دوران گذار تشویش و اضطراب فردی و جمعیه

مردم ما فرهنگ هیچی رو ندارند ورزش ... مطالعه ...

در این عصر باید قرص خورد تا از طریق درمان های شیمیایی به سریع ترین آرامش رسید.

آره موافقم

شیره و تریاک هم موثرند ولی من اونا رو به کسی پیشنهاد نمی کنم.

وای... نه بابا پیشنهاد کن

چشم پیشنهاد می کنم

علت گرایش شدید مردم به دود و دم همین میل به مسلط شدن به اضطراب های درونی شونه

ولی این دلیل نمی شه که آدم ها معتاد بشن.

ولی هیچ معتادی به اعتیاد خودش باور نداره. هر روز می کشه و فکر می کنه صرفا داره تفننی می کشه تا اینکه تو منجلابش غرق می شه و تازه اون موقع است که دیگه هیچی براش فرقی نداره

خوب داشتم چی می گفتم

قرص، ورزش و موسیقی و دوران گذار. آره داشتی از دوران گذار می گفتی

ها داشتم می گفتم که ما در دوران گذار گیر افتادیم. اینکه می بینی من به راحتی اسم این ها رو میارم برای اینه که خودم رو از تابوها رها کردم. من برتر از همه ی تابو هایی هستم که زندگی آدم ها رو به گند کشیده.

منظورم عبور از مقدساتیه که در اغلب موارد ریشه روحانی هم ندارند و خودشون کارکردشون رو از دست دادن

اینها به جای اینکه آرام بخش باشند موجب اضطراب ما هستن.

تو واقعا این طور فکر می کنی؟ واقعا فکر می کنی که گرفتاری های ما ناشی از باورهامون به مقدساته؟!

بله، ما از دایره ی تنگی که نقشی در پیدایش و تکوین اون نداشتیم داریم به عالم و انسان نگاه می کنیم. و قضاوت های ما به هستی و انسان برای ما موجد اضطراب است. مثلن به ما گفتن پول خوشبختی نمیاره و ...

زندگی ها اضطرابشون دلایل دیگه ای دارد و مختلف ولی از نظر تو فقط مقدسات اضطراب آوره؟

نه ولی ما از این زاویه تنگ به عالم می نگریم

پول خوبه باور کن

بله ما بر اساس ذهنیاتمون توقع داریم ثروتمندان بدبخت و فقرا خوشبخت باشند.

اما آیا واقعیت امروز جامعه ی ما با این ایده ها هماهنگی داره. ما یک سری اصولی برای خودمون داریم که با زندگی جدید همخوانی ندارند و بعد ما حرص می خوریم که وای پس چرا اینجوری نیست.

یه مثال دیگه. به ما گفتن حجاب خوبه و این در ذهن ما به یک تابو تبدیل شده. از نظر من حجاب خودش ممکنه خوب باشه اما تبدیل شدنش به تابو و قضاوت در مورد دیگران بر اساس اون، هم برای ما دردسر ایجاد می کنه هم برای دیگران. شاید ما نباید از خود حجاب عبور کنیم اما نباید اونو برای خودمون تابو کنیم.

نگاه من به جهان نگاهی کارکرد گراست. چیزی که مفیده اصالت داره. و هیچ چیز بنا به خودش اصالتی نداره. هیچ موجودی اصالتش رو از شکم مادر با خودش نمیاره. چیزی که امروز اصالت داره لازم نیست که فردا هم از اصالت برخوردار باشه. باید دید از چه کارکردی برخورداره. زمانی گاری زمانی درشکه و زمانی دیگر اتومومبیل اصالت داشتند. امروز گاری چقدر ارزش داره. خیش و گاو اهن چه قدر ارزشمندند؟!

آدم ها باید یاد بگیرند خوشبختی رو، اون هم در عین کثرت ها و تفاوت ها. اون جوری تحکم کردن ها و قضاوت های دلهره آور هم از بین میره. یادت باشه من چی گفتم ما در دوران گذار قرار داریم شرایط اجتماعی ما رو به سمت و سویی می کشونند اما ما دو دستی به خنزر پنزری هامون چسبیدیم. فارغ از اینکه این ها در زندگی ما اومدن تا ما بتونیم با بغل دستی هامون سازگاری داشته باشیم.

در این صورته که مثل ترکیه ممکنه دو خواهر روی یک نیمکت با هم بنشینند و گپ بزنند یکی با حجاب اسلامی و دیگری کاملا بدون حجاب و هیچکدوم همدیگه رو از زاویه تنگ حجاب نگاه نکنند. اون دیدی که دو خواهر و حتا دو انسان باید به هم داشته باشند دیدی عقیدتی و ایدئولوژیک نیست دیدی انسانیه یعنی انسانیت اونا در عین تفاوت های ظاهری شون مخاطب همدیگه قرار بگیره.

ادامه دارد...

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی