ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

روزگار یقین به سر آمده، آری، هزاره ما هزاره تردید است

آخرین مطالب
آخرین نظرات

چهار شعر قدیمی

شنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ۰۴:۵۰ ب.ظ

آه ای چلچله ها

خبر آرید مرا

خبر آرید ز کوچیدن آن کفتر تنها از باغ

آن کبوتر که پرید

از سر شاخه ی آن سرو بلند

و دگر بازنگشت...

*********

هان،

برگ برگ درختان این سرزمین

شیدای من اند

و همانند تو که دوستم داری

دوستم دارند

********

کابوس بود انگار

دستانت در دست دیگری 

و من گریان

**********

برخیز

ای ستاره قطبی

شب،

روزگارِ شهرِ مرا تیره کرده است

این شهر مانده یکسره تنها

بی کورسوی شمعی و بی نور شب چراغ

برخیز

ای ستاره قطبی

برخیز و چشم شب بِدَرآور

با نورِ خویش قاتلِ شب باش

شب را بکش، شراره برآور

برخیز

ای ستاره قطبی

امشب بیا و تا سحرِ تازه ای بتاب

امید باش

قلب مرا در شبی سیاه

برخیز

ای ستاره قطبی

رحمی کن و دوباره مرا غرقِ نور کن

شاید،

این آخرین شب است که میهمان هستی ام

شاید،

فردا دگر نباشم و تنها شوی، بتاب... 

  • سید حسن کاظم زاده

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی