ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

روزگار یقین به سر آمده، آری، هزاره ما هزاره تردید است

آخرین نظرات
  • ۵ دی ۹۵، ۲۱:۳۵ - ♥ محجبه ♥
    قشنگه
  • ۱۱ شهریور ۹۵، ۱۳:۲۸ - دخترمهتاب ...
    احسنتم
  • ۳۱ مرداد ۹۵، ۱۴:۴۷ - 💕 پسر خوب 💕
    ...
  • ۱۵ مرداد ۹۵، ۱۹:۰۱ - ♥ محجبه ♥
    قشنگه

۱۰ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

لوسی (به انگلیسی: Lucy) یک فیلم علمی تخیلی و اکشن فرانسوی محصول سال ۲۰۱۴، به نویسندگی و کارگردانی لوک بسون، که در ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۴ اکران شده‌است. اسکارلت جوهانسون به عنوان شخصیت اصلی فیلم و مورگان فریمن نقش پروفسور نورمن را ایفا می‌کند.

ویکیپدیا

متن سخنرانی پروفسور نورمن:

- اگر حیات تقریبا یک میلیارد سال قبل شکل گرفته باشد ما باید چهارصد هزار سال صبر کنیم تا پایان نسل سلولهای عصبی رو ببینیم. این جایی است که ما می دانیم حیات آغاز شده است. شکل گیری مغز تنها به اندازه میلی گرم. ممکن نیست هیچ نشانه ای از هوش رو مشاهده کرد. بیشتر به عنوان عکس العمل رفتار می کند. یک نورون،دو نرون، زنده ای و حرکت می کنی. و با حرکت، چیزهای جالب شروع به پیدایش می کنن. زندگی حیوانات روی زمین به میلیون ها سال قبل برمی گردد با این حال، بیشتر گونه ها از 3 تا 5 درصد از ظرفیت مغزی شون استفاده می کنند.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

لوسی (به انگلیسی: Lucy) یک فیلم علمی تخیلی و اکشن فرانسوی محصول سال ۲۰۱۴، به نویسندگی و کارگردانی لوک بسون، که در ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۴ اکران شده‌است. اسکارلت جوهانسون به عنوان شخصیت اصلی فیلم و مورگان فریمن نقش پروفسور نورمن را ایفا می‌کند.

ویکیپدیا

صحنه مکالمه ی لوسی با مادر از طریق تلفن همراه

- بله؟

- مامان

- سلام لوسی. عزیزم خوشحالم که صدات رو می شنوم اما اونجا ساعت چنده؟

- نمی دونم شب -ه

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

وقتی که از مدار زندگی و افق دید دیگران محو شوی، یک حرکت آرام و نامحسوس، وجودت را به بخش تاریک تر ذهن آنان می راند و کم کم از تو یک موجود فوق العاده می سازد فراتر از آنچه بودی و این، آغازی است برای خاطره شدن. و مرگ چه خوب و زیبا این کار را برای ما انجام می دهد.

مرگ ما را خاطره خواهد کرد. همه ی ما روزی تصویری خواهیم بود در گوشه طاقچه، تصوری در گوشه ذهن دیگران. کاش شیرین باشیم در مذاق این و آن. کاش ...

اینک این منم، من که نمرده خاطره شدم. و مرگ را تجربه نکرده در زوایای ذهن دیگران جا خوش کردم. زندگی ام بر سر چهار راهی شلوغ و پر تردد گذشت. من در جایی ایستاده بودم که بسیاری از کنارم عبور می کردند و من نسبت به هیچ کدام از آنها بی تفاوت نبودم. و همین مرا به خاطره ای برای عابران تبدیل نمود. باز جای شکرش باقی است که برای "حسین حمیدیا"ی عزیز، خاطره ای مبهم اما شیرینم. گرچه او از تلخی من در این روزها کوچک ترین خبری ندارد. و کاش نداشته باشد.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

این نوشته ها را، با کمال فروتنی تقدیم می کنم به "محمد لکی"، دوستی که چون من ترک زبان است و متاسفانه در این روزها که عصر ارتباطاتش می خوانند کوچک ترین خبری از او ندارم.

سید حسن کاظم زاده

زیبایی شناسی مارکسیستی

صمد بهرنگی، قطع به یقین یک مارکسیست بود و طبیعی است که رویکردی مارکسیستی به ادبیات و هنر داشته باشد. لذا لازم است که برای درک بهتر جهان داستانی او ابتدا به نقد و بررسی نظریه مارکسیسم پیرامون هنر و ادبیات بپردازیم.

مارکس دو بار در زندگی خود درصدد تصمیم نگارش کتابی پیرامون زیبایی شناسی و هنر برآمد اما متاسفانه دغدغه ی مبارزه ی طبقاتی و اولویت های انقلابی، مانع از انجام چنین کاری توسط وی شد. ولی این گونه هم نیست که مارکسیسم پیرامون زیبایی شناسی نظری نداشته و سکوت نموده باشد.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

این نوشته ها را، با کمال فروتنی تقدیم می کنم به "محمد لکی"، دوستی که چون من ترک زبان است و متاسفانه در این روزها که عصر ارتباطاتش می خوانند کوچک ترین خبری از او ندارم.

سید حسن کاظم زاده

صمد بهرنگی، زندگی و آثار

زندگی

       صمد بهرنگی، دوم تیرماه سال 1318 در تبریز به دنیا آمد و پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، در سال 1334 وارد دانشسرای مقدماتی تبریز شد و از مهرماه سال 1336 به عنوان معلم، تدریس خود را در مدارس آغاز نمود.

او همچنین در سال 1337در دوره شبانه دانشکده ادبیات تبریز پذیرفته شد و در سال 1341 در رشته زبان و ادبیات انگلیسی فارغ التحصیل شد.

بهرنگی در سال 1339 نخستین داستانش را با عنوان "عادت" منتشر نمود و پس از آن آثار داستانی و پژوهشی مختلفی را به نگارش درآورد که تعدادی از آنها در زمان حیاتش منتشر شدند.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

این نوشته ها را، با کمال فروتنی تقدیم می کنم به "محمد لکی"، دوستی که چون من ترک زبان است و متاسفانه در این روزها که عصر ارتباطاتش می خوانند کوچک ترین خبری از او ندارم.

سید حسن کاظم زاده

انقلاب به معنای در هم ریختن یک شالوده است. و اخلاق نیز یکی از این شاده ها است. از نظر انقلاب اخلاق و حکمیت رابطه ی تنگاتنگی دارد لذا در هم ریختن قواعد اخلاقی نیز یکی از اهداف یا نتایج انقلاب هاست.

انقلاب ها دو وجه مبارزاتی دارند: وجه کسب قدرت و وجه حفظ قدرت. لذا ، همه چیز برای انقلاب ها یک ابزار است: ابزار کسب قدرت و ابزار حفظ قدرت. و اگر چنین نگاهی به انقلاب ها داشته باشیم قادر خواهیم بود تا آن تسویه های خونین، آن زندان های عریض و طویل و آن دستگاه تبلیغاتی و پروپاگاندایی و دروغ پردازانه ی  انقلاب ها را درک و تحلیل کنیم. با این نگره، اخلاق بزرگترین قربانی انقلاب هاست.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

کارلو ماریا مارتینی:"در وجود همه ی ما چیزی از مذهبی ها نهفته است و هم چیزی از غیر مذهبی ها وجود دارد..."

این نوشتار، با کمال احترام و فروتنی، تقدیم می شود به یحیا مسعودی نژاد که خلاف آمد روزگار ماست.

سید حسن کاظم زاده

آنگونه که اکو در ابتدای نامه دوم خود می نویسد: "...هدف از مبادله این نامه ها شناخت زمینه های مشترک میان مردمان غیر مذهبی و کاتولیک هاست..." 

اکو در ابتدای نامه ی دوم، خود بر خلاف روش نامه ی نخستین اش، معتقد است:"... برای اینکه این گفتگو یک گفتگوی درست باشد، لازم است به اموری بپردازیم که در آن زمینه ها، توافقی در میان نیست..."

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

پاییزِ  سرد، آمده  از  راه

طوفان بریده قامتِ ما را

یخ بسته این زمینِ کهنسال

سَرما بُریده طاقتِ ما را

 

ای وای کز جفایِ زمستان

این آفتاب، بی رمق افتاد

امیدِ زندگانیِ تازه

از جورِ باد، رفت ز بنیاد

 

یاران همه ز سردیِ این فصل

در بند مانده با غم و اندوه

شلاقِ باد بر تنِ یاران

افسوس ها به هیبتِ یک کوه

 

دیگر مجال گفت و شنودی

از جورِ تند باد نمانده

از شوکت و شکوهِ بهاری

یک قاصدک به یاد نمانده

 

اما اگر چه تیره و سرد است

این شهر در شروعِ زمستان

امیدهایِ تازه رسیده

از انهدامِ خانه یِ دیوان

 

در قلبِ من امیدِ رهایی

چون شعله ای زبانه کشیده

امید در تمامِ وجودم

یک طرحِ عاشقانه کشیده

 

ای آفتاب معجزه ها کن

با این زمین که خسته و سرد است

این بار هم بتاب بر این شهر

تا مغزِ اُستُخوان همه درد است

 

برخیز و یک شراره به شب زن

خورشید باش و شب شکنی کن

بگذار نو بهار برآید

همچون خلیل بت شکنی کن

 

امیدوارِ فصل بهارم

تا باز هم شکوفه دهد باغ

از رویش دوباره گل ها

همواره پر شکوفه شود باغ

 

ای کاش سوز و سردی این فصل

در پیش پای عید دهد جان

ای کاش عمر شب به سر آید

در انتهای فصل زمستان ... 

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

کارلو ماریا مارتینی:"در وجود همه ی ما چیزی از مذهبی ها نهفته است و هم چیزی از غیر مذهبی ها وجود دارد..."

این نوشتار، با کمال احترام و فروتنی تقدیم می شود به یحیا مسعودی نژاد که خلاف آمد روزگار ماست.

سید حسن کاظم زاده

اهمیتی ندارد که در جریان یک گفتگو چه کسی پیروز شود یا چه حرفی به کرسی بنشیند. برای من، این نفس گفتگو است که ارزشمند است چرا که من، گفتگو را نه "تفاهم" که "لذت" می دانم.

گفتگویی که با هدف ایجاد فهم مشترک تحقق می یابد، جز به جدال نمی انجامید. گفتگو نمی تواند هیچ دو دیدگاهی را به هم نزدیک کند بلکه تنها می تواند تفاوت ها را برجسته تر کند لذا ما نباید از جریان یک گفتگو، توقعی جز "لذت" داشته باشیم.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

روی قبرم بنویسید:

                        "سلام"

تا بداند که هنوز

من به یادش هستم.

روی قبرم بنویسید:

                        "سلام"

تا بداند که اگر زیر درختی خاکم

باز هم،

خاطراتم یادم هست.

روی قبرم بنویسید :

                        "سلام"

تا بداند که محبت فانی نیست

جریان دارد عشق

جریان دارد این اقیانوس

لحظه ها، خاطره ها جاویدند

آه ای خاطره ی پاییزی،

گرچه من مُردم و رفتم

                             اما

مرگ آغاز فراموشی نیست

من فراموش نخواهم کرد این خاطره ها را هرگز

تو فراموشم کن

                 عیبی نیست...

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)