ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

روزگار یقین به سر آمده، آری، هزاره ما هزاره تردید است

آخرین نظرات

۱۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

بالانوشت:

این نوشته، متن پیاده شده ی سخنانی است که طی جلسات مختلف ارایه و پس از مدتی جمع آوری و به این شکل آماده شده است.

سید حسن کاظم‌زاده

موخره، آیا می توان غربی شد؟!!!

دکتر سید حسن نصر، آنگونه که در پشت جلد کتاب "نیاز به علم مقدس" معرفی شده، به سال هزار و سیصد و دوازده در تهران زاده شد و تاکنون در زمینه‌های ادبیات، دین، ریاضیات، فیزیک، تاریخ علم و فلسفه تحصیل و تحقیق کرده است.

ایشان در سال هزار و نهصد و پنجاه و هشت میلادی موفق شد از دانشگاه هاروارد در رشته‌ی تاریخ علم با گرایش علوم اسلامی درجه‌ی دکتری اخذ نماید و در همانجا نیز به تدریس پرداخت.

او در سال هزار و سیصد و پنجاه و دو در دانشگاه تهران و در سال هزار و نهصد و هفتاد و نه در دانشگاه تمپل به درجه‌ی استاد صاحب کرسی رسید.

دکتر نصر، بنیانگذار انجمن حکمت در تهران و اولین رییس آن بوده و همچنین عضو آکادمی فلسفه‌ی یونان است.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

بالانوشت:

این نوشته، متن پیاده شده ی سخنانی است که طی جلسات مختلف ارایه و پس از مدتی جمع آوری و به این شکل آماده شده است.

سید حسن کاظم‌زاده

گادامر، دیالوگی میان متن و مفسر

 

همانطور که گفتیم، هایدگر ساحت و گستره‌ی هرمنوتیک را، از روش‌شناسی به وجودشناسی و انسان‌شناسی تغییر داد. او در هرمنوتیکِ فیلسوفانه‌ی خود چنان غوطه‌ور شد که دیگر فرصت نیافت از آن به ساحل معرفت شناسی و متدولوژی بازگردد و از ماحصل مطالعات خود برای طرح یک هرمنوتیک عملیاتی در فهم متون بهره‌مند گردد.

اما پس از او گادامر تلاش کرد تا آموزه‌های فلسفی- هرمنوتیکی هایدگر را وارد عرصه‌های روش‌شناختی و معرفت‌شناختی نماید و از انسان شناسی و وجود شناسیِ هایدگر به روش‌شناسی و معرفت‌شناسی جدیدی در فهم متن دست یابد.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

بالانوشت:

این نوشته، متن پیاده شده ی سخنانی است که طی جلسات مختلف ارایه و پس از مدتی جمع آوری و به این شکل آماده شده است.

سید حسن کاظم‌زاده

هایدگر، هستی به مثابه متن

 

نمی‌دانم که چرا هرگاه در فلسفه یا در هرمنوتیک، سراغم به هایدگر می‌افتد عجز، ناتوانی، خضوع و خشوع در برابر این روح بزرگ وجودم را تماماً در بر می‌گیرد. نمی‌دانم، شاید دیگران نیز همچون من بدلیل زبان و ادبیات نامأنوس در فلسفه‌یِ هایدگر، همین حس و حال را نسبت به او و فلسفه‌اش دارند. جالب اینجاست که تاکنون، تنها یک‌دهم(بیست جلد) از آثار باقی‌مانده از او منتشر شده‌ و از این مقدار نیز اندک تعدادی به زبان پارسی برگردانده شده‌اند.

این امر تأثیر فراوانی در شناخت ناقص تمامی ما از هایدگر و فلسفه‌یِ او داشته است چنانکه می‌توان ادعا نمود شاید تمامی فلسفه‌های غربیِ پس از هایدگر، در پی برداشتهای غلط، نادرست و یا ناقص اربابانش از هایدگر پدید آمده باشد.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

   الحبّ یا حبیبتی

   قصیدة جمیلة مکتوبة على القمر

   الحبّ مرسوم على جمیع أوراق الشجر

   الحبّ منقوش على

   ریش العصافیر، وحبّات المطر

   لکن أی ّامرأةٍ فی بلدی

   إذا أحبّت رجلاً

   ترمى بخمسین حجر

   حین أنا سقطت فی الحبّ

نزار قبانی

عزیز دلم،

عشق،

شعری زیباست،

نگاشته شده شده بر چهره ی ماه.

عشق،

نقشی زیباست،

ترسیم شده بر برگ برگ درختان.

عشق،

 تصویری است زیبا

نقش بسته بر کُرکُ و پر گنجشکان

و قطرات باران .

اما افسوس که اگر زنی

در شهر من،

مردی را عاشقانه بخواهد

رانده خواهد شد با پنجاه قلوه سنگ

درست زمانی که من

شیرجه می زنم در عشق

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

بالانوشت:

این نوشته، متن پیاده شده ی سخنانی است که طی جلسات مختلف ارایه و پس از مدتی جمع آوری و به این شکل آماده شده است.

سید حسن کاظم‌زاده

دیلتای و بسط هرمنوتیک از متن به علوم انسانی

دیلتای، هرمنوتیک را از حوزه‌یِ صرفا متن، به ساحت تمام علوم انسانی کشانده و بدین‌گونه آنرا گسترش داد و زمینه‌ای را فراهم ساخت تا این مباحث، به وسیله‌ی هایدگر به ساحت هستی شناسی نیز کشیده شود.

اینکه چرا دیلتای تاریخ را بصورت عنصری محورین به مباحث هرمنوتیکی خود وارد ساخت به شرایط زمانه و سرزمین آنروز آلمان باز می‌گشت. چرا که در آن روزگار، اندیشه‌های تاریخ‌گرایانه‌یِ هگل، برتمامی حوزه‌های فکری آنروزِ آلمان و حتا اروپا مستولی شده و همه اندیشه‌های فلسفی و علوم انسانی، به نحوی از این دیدگاههای تاریخ‌گرایانه بهره‌مند شده بودند و یوغِ هگل و اندیشه‌های هگلی به شدت بر گردن متفکران آلمانی جای گرفته بود. از طرف دیگر تاریخی‌نگری دیلتای واکنشی بود بر علیه دیدگاههای رایج پوزیتویستها که علوم انسانی را غیر اصیل و اثبات ناپذیر می‌دانستند.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

   عشرین ألف امرأة أحببت

   عشرین ألف امرأةً جرّبت

   و عندما التقیت فیک یا حبیبتی

   شعرت أنّی الآن قد بدأت

نزار قبانی

عزیز دلم،

پیش از تو، 

بیست هزار زن را دوست داشتم

و بیست هزار زن را آزمودم

اما،

آنگاه که تو را دیدم

احساس کردم

تازه آغاز نموده ام

"و در ابتدای راهم"

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

بالانوشت:

این نوشته، متن پیاده شده ی سخنانی است که طی جلسات مختلف ارایه و پس از مدتی جمع آوری و به این شکل آماده شده است.

سید حسن کاظم‌زاده

تاریخِ هرمنوتیک و اندیشه‌یِ هِرمُنُوسییَن‌ها

رامباخ و نهادهایِ هرمنوتیکیِ قدسی

گفتیم که پیدایشِ هرمنوتیکِ کلاسیک، به قرن هفده میلادی بازمی‌گردد و در سالِ 1723 میلادی، هرمنوتیکِ کلاسیک، با تألیف کتابی با عنوان "نهادهایِ هرمنوتیکیِ قدسی" گام به عرصه‌یِ وجود نهاد و این، آغاز راه بود.

"رامباخ" در این کتاب، بر "اصلِ انطباق" پافشاری کرد و مدعی شد، فهم بشری قابل انطباق با معنایِ مندرجِ در متن می‌باشد. و مراد وی از انطباق، انطباقِ تفسیرِ مخاطب، با معنایِ مندرج توسط مؤلف در متن بود.   

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

أریدک ، أن تکونی حبیبتی

حتى تنتصر القصیدة...

على المسدس الکاتم للصوت..

وینتصر التلامیذ

وتنتصر الوردة..

وتنتصر المکتبات..

على مصانع الأسلحة...

نزار قبانی

برگزیده ام تو را

برگزیده ام، که تو عشقم باشی

تا زمانی که شعر

پیروز شود ...

بر سلاحی که مجهز است

به صدا خفه کن.

و دانش آموزان

پیروز شوند

و گل سرخ

پیروز شود

و مدرسه ها

پیروز شوند

بر کارخانه های اسلحه سازی...

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

بالانوشت:

این نوشته، متن پیاده شده ی سخنانی است که طی جلسات مختلف ارایه و پس از مدتی جمع آوری و به این صورت آماده شده است.

سید حسن کاظم‌زاده


عجزِ ذاتیِ عقلِ بشری، در مواجهه با مائده هایِ آسمانی

 

بطور قطع، همه ما در طول زندگانیِ خود، صفحاتی از یک کتاب را ورق زده، و یا در نمایشگاه‌هایِ مختلف، شاهد آثار بسیار زیبای هنری بوده ایم. و بطور حتم، ذهنمان، ناخودآگاه به تکاپو افتاده‌ تا به معناهای مندرج در متن دست یافته، و آنها را فهم نماید.

اما، آیا تاکنون خود را در معرضِ این پرسشِ بنیادین قرارداده‌اید، که تا چه حد به معنایِ حقیقیِ مندرج در متن نزدیک شده و یا نیتی که مؤلف، در هنگام خلق اثری در ذهن داشته را فهم نموده‌ایم؟ و آیا آن چیزی که ما از "متن" یا "اثر" فهم نموده‌ایم، همان چیزی است که در متن مندرج بوده و مؤلف در ذهن خود آنرا مد نظر قرار داده و درصدد انتقالش در قالب عبارات، کلمات، نوشته‌ها و آثار هنری به ما به عنوان مخاطب بوده است؟ و آیا اصلا امکان انطباق ذهن بشری با "معنای مندرج در متن" ممکن است یا فهم متن مدعایی بیش نیست؟

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

أرید أن أحبک..

قبل أن یصدر مرسومٌ فاشستی

وأرید أن أتناول فنجاناً من القهوة معک..

وأرید أن أجلس معک.. لدقیقتین

قبل أن تسحب الشرطة السریة من تحتنا الکراسی..

وأرید أن أعانقک..

قبل أن یلقوا القبض على فمی.. وذراعی

وأرید أن أبکی بین یدیک

قبل أن یفرضوا ضریبةً جمرکیةً

على دموعی...

نزار قبانی

برگزیدم

عشقت را

پیش از صدور دستورات فاشیستی.

و دوست دارم

فنجانی قهوه بنوشم

با تو.

و دوست دارم،

در کنار هم بنشینیم

به اندازه دو دقیقه

پیش از آنکه، پلیس مخفی

سر برآرد از زیر صندلی هایمان.

دوست دارم

در آغوشت بگیرم

پیش آنکه زنجیر شود گردنم و دستانم

و دوست دارم

گریستن در آغوشت را

پیش از آنکه مالیاتی بسته شود

بر اشک هایم...

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)