ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

روزگار یقین به سر آمده، آری، هزاره ما هزاره تردید است

آخرین نظرات
  • ۵ دی ۹۵، ۲۱:۳۵ - ♥ محجبه ♥
    قشنگه
  • ۱۱ شهریور ۹۵، ۱۳:۲۸ - دخترمهتاب ...
    احسنتم
  • ۳۱ مرداد ۹۵، ۱۴:۴۷ - 💕 پسر خوب 💕
    ...
  • ۱۵ مرداد ۹۵، ۱۹:۰۱ - ♥ محجبه ♥
    قشنگه

۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

انکار می کنی تو مرا لیک،

می دانم عاقبت،

تکرار می شود

آن بوسه های داغ

آن خنده های شاد.

تکرار می شود،

لبخند های گرم و صمیمی.

می دانم عاقبت،

تکرار می شود،

روزی میان فصل اقاقی

آن دست ها که منبع مهرند

آن چشم ها که خوب قشنگ اند و مهربان.

تکرار می شود،

موسیقی تو در منِ درمانده عاقبت.

آری،

من باز هم تو را،

در هر بهار تازه و سرسبز،

در شعرهای خویش،

تکرار می کنم...

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

... هنوز یادم هست

که روی پل را با هم قدم زدیم آن روز

و من همان جا بود

که دستهای قشنگ تو را گرفتم و گفتم:

-چقدر زیبایی

شبیه آن گل سرخی که گوشه ی باغ است

شبیه قطره ی باران،

شبیه شبنم صبح،

که روی صورت گل های باغ می رقصد.

و صورت تو گل انداخت، زیر لب گفتی:

-چه حرفها ی قشنگی،

چقدر حال تو خوب است،

و من چه خوشحالم،

که از لطافت این رودخانه لبریزی...

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

... باران

این اشک آسمان

این دانه های ریز سخاوت

سیراب می کند

صحرای تشنه کام دلم را.

گل ها

گل های پر طراوت و زیبا

لبریز یک محبت بی پایان

در انتهای سال سترون.

گنجشک ها چه شاد و قناری

خوشحال از این بهار شکوفا.

اینجا نشسته ام به کناری

در انتظار آمدن تو

همراه نوبهار فریبا

باشد که این بهار

باشد که این زلال سرازیر در زمان

لبخند بر لبان تو بنشاند

در لحظه لحظه های چنین فصل آشنا...

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)