ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

روزگار یقین به سر آمده، آری، هزاره ما هزاره تردید است

آخرین نظرات
  • ۵ دی ۹۵، ۲۱:۳۵ - ♥ محجبه ♥
    قشنگه
  • ۱۱ شهریور ۹۵، ۱۳:۲۸ - دخترمهتاب ...
    احسنتم
  • ۳۱ مرداد ۹۵، ۱۴:۴۷ - 💕 پسر خوب 💕
    ...

۳۱ مطلب با موضوع «فلسفه و کلام» ثبت شده است

کارلو ماریا مارتینی:"در وجود همه ی ما چیزی از مذهبی ها نهفته است و هم چیزی از غیر مذهبی ها وجود دارد..."

این نوشتار، با کمال احترام و فروتنی، تقدیم می شود به یحیا مسعودی نژاد که خلاف آمد روزگار ماست.

سید حسن کاظم زاده

آنگونه که اکو در ابتدای نامه دوم خود می نویسد: "...هدف از مبادله این نامه ها شناخت زمینه های مشترک میان مردمان غیر مذهبی و کاتولیک هاست..." 

اکو در ابتدای نامه ی دوم، خود بر خلاف روش نامه ی نخستین اش، معتقد است:"... برای اینکه این گفتگو یک گفتگوی درست باشد، لازم است به اموری بپردازیم که در آن زمینه ها، توافقی در میان نیست..."

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

کارلو ماریا مارتینی:"در وجود همه ی ما چیزی از مذهبی ها نهفته است و هم چیزی از غیر مذهبی ها وجود دارد..."

این نوشتار، با کمال احترام و فروتنی تقدیم می شود به یحیا مسعودی نژاد که خلاف آمد روزگار ماست.

سید حسن کاظم زاده

اهمیتی ندارد که در جریان یک گفتگو چه کسی پیروز شود یا چه حرفی به کرسی بنشیند. برای من، این نفس گفتگو است که ارزشمند است چرا که من، گفتگو را نه "تفاهم" که "لذت" می دانم.

گفتگویی که با هدف ایجاد فهم مشترک تحقق می یابد، جز به جدال نمی انجامید. گفتگو نمی تواند هیچ دو دیدگاهی را به هم نزدیک کند بلکه تنها می تواند تفاوت ها را برجسته تر کند لذا ما نباید از جریان یک گفتگو، توقعی جز "لذت" داشته باشیم.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

کارلو ماریا مارتینی"در وجود همه ی ما چیزی از مذهبی ها نهفته است و هم چیزی از غیر مذهبی ها وجود دارد..."

این نوشتار، با کمال احترام و فروتنی تقدیم می شود به "یحیا مسعودی نژاد" که خلاف آمد روزگار ماست.

سید حسن کاظم زاده

برخی از کتاب ها، نشری محدود و مخاطبانی کم شمار دارند. گاهی شانس می آوری که یکی از مخاطبان آنها باشی. مکاتبات اکو-مارتینی سالها پیش منتشر شد و من، آنرا در همان روزهای نخست انتشار تهیه و مطالعه کردم. اما این کتاب، از جمله کتاب هایی است که به خواندنش در طول همه ی این چهارده سالی که منتشر شده مداومت داشتم.

مگر این کتاب چه حرفی برای گفتن داشت که توانسته تا این حد مرا به وجد آوَرَد و مرا بر آن دارد که هر از چند گاهی و به تناسب زمان و مکانی که احاطه ام نموده و بر تاثیر می گذارد و جهانی که ذهن مرا درگیر خود ساخته و همچنین به تناسب پرسش ها، خواست ها و توقعات و ... بدان مراجعه نموده و از آن بهره گیرم.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

این ها، بخش های قابل انتشار یکی از مکاتبات من در شبکه اجتماعی واتس آپ است.

سید حسن کاظم زاده

... تو انگار چیزی رو که من میگم نمی گیری؟

زبان فارسی اینجوریه. می دونی چرا؟ چون زبان گفتاره نه زبان نوشتار

زبان فارسی میگن شیرینه که؟

بله شیرینه. ولی زبان گفتاره و در زبان های گفتار متکلم و مخاطب باید رو در روی هم باشند و همدیگر رو ببینن. تا با کمک زبان بدن منظورهاشون رو به همدیگه منتقل کنند.

اینم یه حرفیه و من بهش فکر نکرده بودم.

هیچ معنایی در زبان فارسی قابل انتقال به غیر نیست. در واقع در این زبان شلخته و بی در و پیکر، نوشتن ابهام زاست و به ویژه نوشتن در شبکه های اجتماعی بیش از حد باعث ابهام می شه. و ابهام هم موجب دو چیز می شه: اختلاف و اضطراب

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

"این ها، بخش های قابل انتشاری از مکاتبات من هستند در واتس آپ"

سید حسن کاظم زاده

اما به نظر من، در دوران گذار هم که باشیم باید ظرفیت نشون بدیم

منظورت از ظرفیت چیه دقیق بگو. چیزهاییه که ما رو در ذهنمون به جنگیدن وا میداره؟!!! این ها صرفا ارزش ابزاری دارند نه ارزش غایی.

اینکه ظرفیت چیه رو چرا همیشه من باید تعریف کنم من که به مرگ معنا در واژگان باور دارم. ما واژگان خلق شده توسط طبقه حاکمه که توسط دستگاه تبلیغاتی اش به خورد ما داده می شه رو می پذیریم و می بلعیم. بی آنکه یک بار به معناهای مندرج در آن فکر کنیم.

یعنی جامعه به سمت و سویی بره که ما نباید بریم سنگ روی سنگ بند نمی شه.

مگر در جوامعی که روی ارزش ها و هنجارهاشون بازاندیشی کردند سنگ روی سنگ بند نیست؟!

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

"این ها، بخش های قابل انتشاری از مکاتبات من هستند در واتس آپ"

سید حسن کاظم زاده

... امروز رفته بود آندوسکوپی. دیشب گفتم نرو هیچی نیست.

خوب نتیجه اش رو کی میدن.

هیچی نیست.دکتر گفته که هیچی نیست. آندوسکوپی آدم رو زخمی و اوراق می کنه من خودم تجربه اش رو دارم. با اینکه بهش گفتم نرو رفت و 350000 تومان هم هزینه کرد و نتیجه ای هم نگرفت. عیبی نداره باز خدا رو شکر که خیالش راحت شد ولی میگه کمی درد گلو دارم.

می بینی تو خودتم رفتی دکتر اونم چند بار و آخرش یک اکو کاردیوگرافی از قلبت گرفتن و گفتن چیزیت نیست. این دردها ریشه در توهمات ما داره و محصول ترس های ماست.

اونم باید تغذیه و اعصابش رو بهتر کنه و این کاملا طبیعیه. نقطه ضعف شما توی شکمتونه باید خورد و نگران نبود. و برای تسلط بر نگرانی راه های مختلفی هست از جمله ورزش و موسیقی و مطالعه و استفاده از دانش تکنولوژی فکر و بعدش هم از همه مهمتر قرصه.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

این ها، نوشته های من هستند که بر حاشیه ی کتاب "مبانی کلامی اجتهاد" نوشته ام و اینک پس از سال ها به این شکل منتشر می شوند.

£ مقدمه و پیش درآمد قرار گرفتن یک هرمنوسین در موقعیت مکالمه آن است که از پیش احتمال درستی دیدگاه مخاطب خود را پذیرفته و مهم تر اینکه احتمال وجود بخشی از حقیقت در نزد مخاطب را فرض بداند.

£ گفتگوی متن و مفسر بر دو پایه استوار است: اول آن که بپزیریم که متن حرفی برای گفتن دارد و می تواند پاسخگوی بخشی از پرسش های مفسر باشد. و دوم اینکه همه معانی و واقعیت ها نزد مولف نیست و مفسر با اطلاعاتی که نزد خود دارد می تواند واقعیت ها و معانی را که حتا مولف از آن بی خبر است کشف کندو پاسخ هایی را از متن استخراج نماید که در روزگار پیش از مفسر دیگران از آن بی خبر بوده و حتا روح مولف هم از آن آگاه نیست.

£ در برخونش متن تنها سوژه است که فعال است و ابژه یا همان متن در سکوت محض و مطلقی به سر می برد و مشارکتی در فرایند فهم ندارد. اما بر خلاف این دیدگاه، گادامر فرایند برخوانش - موقعیت مکالمه - را فرایندی دو سویه و بده بستانی می داند.

£ گادامر، پرسش را زیربنای شناخت و فهم می داند و معتقد است که ابتدا باید پرسشی داشت و آنگاه به سراغ متن رفت و شناخت ما از متن به شدت وابسته به پرسش ما از متن است. این پرسش های ما هستند که به شناخت ما از متن جهت و سمت و سو می دهند. او فهم را وابسته به پرسش ما و پرسش های ما را امری عصری می داند که با زمانه و زمینه ای که ما در آن زندگی می کنیم در ارتباط است.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

این ها، نوشته های من هستند که بر حاشیه ی کتاب "مبانی کلامی اجتهاد" نوشته ام و اینک پس از سال ها به این شکل منتشر می شوند.

£ هایدگر برای شناخت، به جای آنکه خود را در کنار دیگری یا دیگری را در کنار خود قرار دهد به شناخت جایگاه انسان در هستی تاکید می کند و پرداختن به مقوله بودن در جهان را به بودن در میان آدمیان مقدم می داند و آن را زمینه و مقدمه شناخت درست تر انسان از خود و ماهیتش دانسته و آنرا زمینه ساز فهم های دیگر می داند. و معتقد است که بدون چنین شناخت کاملی که انسان از خود با بودن در هستی به دست می آورد نمی توان به هیچ شناخت و معرفت حقیقی دست یابد.

£ برداشت هایدگر از انسان برداشتی غریب است. او انسان را موجودی پرتاب شده در هستی می داند که در صحنه ای از وجود در نقطه ای از آن فرو می افتد بی آنکه در افتادن در آن نقطه ی خاص دخالتی داشته باشد. این گونه است که ما با افتادن در نقطه ای زمانی - مکانی از هستی در بستر خاصی از فهم افتاده ایم و در همان بستر شروع به فهم می کنیم و آن بستری که بدان سو پرتاب شده این پیش فهم ما در فهم های ما خواهد بود.

£ هایدگر، انسان را زبان می داند و زبان هر چیزی است که می تواند معنایی را در خود و با خود حمل نماید.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

این ها، نوشته های من هستند که بر حاشیه ی کتاب "مبانی کلامی اجتهاد" نوشته ام و اینک پس از سال ها به این شکل منتشر می شوند.

£ هر متنی حامل جلوه های شخصیتی نویسنده و ویژگی های اجتماعی جامعه است که در آن تولد یافته چه آفرینش گر متن بدان واقف باشد و چه از آن غافل باشد.

£ هوسرل بر آن بود که ما نمی توانیم به روان افراد وارد شویم و به پیچیده گی ها و امور موجود در روان افراد پی ببریم جز با بررسی امور عینی مربوط به فرد. به عنوان مثال ما با پریشان ظاهری و نرسیدن به بهداشت و ظاهر به یک وضعیت روانی خاص در افراد پی می بریم وگرنه راه دیگری برای کاوش در روان افراد نداریم. این امر به دیلتای این امکان را داد تا وقتی در تحلیل متن می خواست به روانکاوی مولف بپردازد بر این نکته تاکید کند که این وضعیت روانی با توجه به عملکرد ها، انتخاب ها و ... قابل فهم و شناسایی است. پس باید برای فهم متن به نوع زندگی نمودن مولف نیز باید توجه نمود. یعنی ما قادر به فهم و درک معنا در آثار فردی چون حافظ نیستیم مگر اینکه به لایه های روانی این فرد نزدیک شده و دست یابیم و برای این نزدیکی نیز راهی نداریم جز اینکه ببینیم این حافظ چگونه می زیسته یعنی نمود عینی روان حافظ چگونه بوده است. حالا ما باید به کدامیک از نمود های روانی توجه کنیم. دیلتای می گوید آن نمود های روانی که خود بدان ها التفات داشته و یا قصد انها را داشته نه آنکه در موقعیتی استثنایی مانند مرگ والدین از خود بروز می داده است.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

این ها، نوشته های من هستند که بر حاشیه ی کتاب "مبانی کلامی اجتهاد" نوشته ام و اینک پس از سال ها به این شکل منتشر می شوند.

£ آیا آیات قرآن، توسط خداوند و بر اساس این نکته تدوین شده اند که معنایی خاص را نمایان کنند. آیا بشر به عنوان مخاطبان قران می تواند معانی دیگری که در ظاهر با معنای اصلی و اولیه در تضاد نیست را اراده نماید.

£ اگر به زنده بودن قرآن و دینامیزم آن باور داشته باشیم، در آن صورت، کار ما این خواهد بود که ببینیم قرآن در مواجهه با رخداد های گذشته چه پاسخی داده و  به نیازها و سوالات امروز چه پاسخی خواهد داد. آیا ما می توانیم به قرآن نیز مانند یک متن معمولی و متعارف بنگریم.

£ من نه تنها در مورد قرآن که در مورد هر متنی، نگرشی خاص دارم. معتقدم که هر متنی در زمان خودش پاسخی است به نیازهای زمان خودش ولی الزاما نمی توان آن متن را در زمان خودش زندانی نمود. متن ها با زمانه ها امتزاج می یابند و لاجرم و از سر اجبار -اختیار با خود متن یا مولف نیست- با توجه به نوع حضورش در اعصار مختلف بدون توجه به اینکه آفریننده ی متن چه معنایی را می خواسته اراده نماید، معناهای جدید را خلق کند و پاسخی نوین ارایه نماید.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)