ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

روزگار یقین به سر آمده، آری، هزاره ما هزاره تردید است

آخرین نظرات
  • ۵ دی ۹۵، ۲۱:۳۵ - ♥ محجبه ♥
    قشنگه
  • ۱۱ شهریور ۹۵، ۱۳:۲۸ - دخترمهتاب ...
    احسنتم
  • ۳۱ مرداد ۹۵، ۱۴:۴۷ - 💕 پسر خوب 💕
    ...
  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

دریا،

این آبی سترگ و فریبا

امواج پر خروش

در حال یک تکلم زیبا

با ساحلی به وسعت دنیا

باران،

این قطره های عاشق و شیدا

مشغول شستن رخ گل ها.

می ایستم به زیر چناری

مشغول می شوم به تماشا

بر شاخه های تازه ی افرا.

آرام می‌زنم قدمی من

در امتداد جاده، همین جا

می جویمت دوباره و تنها

در خنده های زینب و سارا.

اکنون،

در دیدگان من اثری نیست

از غصه های دیشب و فردا

اما، 

خالی است جای خالی ات اینجا.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

            همه هستند ولی نیستی اما اینجا

                 اف بر این خانه که خالی ز تو و خاطر توست

           دیده ام دید که رفتی و دلم باور کرد

                  لیک، جان بند خداحافظی آخر توست

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

-هر وقت دلم برات تنگ میشه میرم و سراغت رو توی اینستاگرام می گیرم. دیدن عکست آرومم میکنه


-من هم همینطور


-راستی، از دوستان آشنایان و بستگان چه خبر

همه خوبند آیا؟


-آره همه خوبن


چیزی از اونا برام تعریف کن. می خوام تصورشون کنم


از کی دوست داری بگم؟

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

نگاهی ز لطف و محبت

نگاهی ز قهر

نگاهی ز شوق و ز شادی

نگاهی پر از تلخی زهر

نگاهی ز احساس لبریز

نگاهی چو شمشیر، خون ریز

نگاهی پر از خشم و نفرت

نفس های از غصه لبریز

و لبخند تلخی که ناگاه

میان لبانم نشسته

صدایی گرفته

و سرشارم از یک نگاه پریشان و خسته

همه روزهایم چنین است

و شبهای من هم همین است

شرنگی به کامم فرو شد

و جانم پر از یک صدای حزین است

کجایی تو ای نوشدارو کجایی...

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)