ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

روزگار یقین به سر آمده، آری، هزاره ما هزاره تردید است

آخرین نظرات
  • ۵ دی ۹۵، ۲۱:۳۵ - ♥ محجبه ♥
    قشنگه
  • ۱۱ شهریور ۹۵، ۱۳:۲۸ - دخترمهتاب ...
    احسنتم
  • ۳۱ مرداد ۹۵، ۱۴:۴۷ - 💕 پسر خوب 💕
    ...
  • ۱۵ مرداد ۹۵، ۱۹:۰۱ - ♥ محجبه ♥
    قشنگه

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

این نوشته ها را، با کمال فروتنی تقدیم می کنم به "محمد لکی"، دوستی که چون من ترک زبان است و متاسفانه در این روزها که عصر ارتباطاتش می خوانند کوچک ترین خبری از او ندارم.

سید حسن کاظم زاده

کتاب و ادبیات از دیدگاه صمد بهرنگی

بهرنگی، گرچه برای داستان ماهی سیاه کوچولو جایزه ای بین المللی دریافت نمود اما در عرصه ادبیات، فرد میان مایه ای محسوب می شود و جزء قلل ادبیات داستانی ایران نیست- و بیشتر مرگ و اندیشه مارکسیستی اش از او یک ابرمرد در عرصه داستان سرایی ساخت- اما در این عرصه بسیار انسانی تر از دیگران ظاهر شده است.

او ادبیات را نه ابزار نان خوردن، جایزه گرفتن و مطرح شدن که وسیله ای برای گسترش مطالبات و آگاهی های طبقاتی و سلاحی برای رسوا نمودن چهره ی حقیقی سرمایه داری، دولت شاهنشاهی و خرافه پرستی می دانست و از همین روست که برای بیان اندیشه هایش، ساده ترین و همه فهم ترین زبان را به کار گرفت و چنان می نوشت که برای همه به ویژه کودکان قابل درک باشد.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

پروازِ پر صلابتِ مرغانِ خوش صدا

در آسمانِ آبیِ این روستایِ دور

آوازِ خوبِ قُل قُلِِ چشمه

بر دامنِ طبیعت و دامانِ کوه ها

این رقصِ عاشقانه یِ سر شاخه هایِ سرو

با هر نسیمِ تازه یِ دریا

یا روشنایِ ماه که از آسمانِ شهر

چشمانِ پر زِ خوابِ مرا با محبتش

پر نور می کند

"یادِ تو را برایِ دلم زنده می کند"

این خوشه هایِ سبز

این دشتهایِ گندمِ نارس

آن جویبارِ جاری و آن باغ هایِ سبز

این نوبهارِ تازه که دلشوره هایِ سردِ زمستان را

از قلب ها زدود

گل هایِ سرخ و زنبقِ وحشی

پروازِ بادبادکِ قرمز

در آسمانِ آبیِ گیلان

در ساحلِ خزر

"یادِ تو را برایِ دلم زنده می کند"

این روزهایِ خوب، که با انهدامِ شب

بر من نویدِ زندگیِ سبز می دهند

این آبشارِ تازه یِ احساس

لبخند هایِ مرغِ چکاوک

آسایشیِ که در دلِ این باغ ها پر است

بارانِ نغزِ صبحِ بهاری

گرمایِ آتشی که کباب است رویِ آن

لبخندِ دوستان که نشستند

بر رویِ سنگ ها

"یادِ تو را برایِ دلم زنده می کند"

باشد که یادِ تو

یا خاطراتِ خوب و قشنگت

روحِ مرا دوباره جوان تر کند شبی

باشد که نامِ تو

یا گیسوانِ زرد و بلندت

مشتاق تر کند

جانِ مرا به زندگیِ خویش

باشد که موج هایِ کف آلود

مشتاق تر کند

قلبِ مرا به دیدن چشمانِ مهربانِ تو امروز

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

لوسی(به انگلیسی: Lucy ) یک فیلم علمی تخیلی و اکشن فرانسوی محصول 2014، به نویسندگی و کارگردانی لوک بسون، که در 25 ژوئیه 2014 اکران شده است. اسکارلت جوهانسون، به عنوان شخصیت اصلی فیلم و مورگان فریمن نقش پروفسور نورمن را ایفاء می کنند.

منبع: ویکی پدیا

- چطور تونستی به این همه اطلاعات دسترسی داشته باشی؟

لوسی: برانگیختگی الکتریکی. هر سلول، سلول های دیگه رو می شناسه و با اونا ارتباط برقرار می کنه. اونا هزار بیت در ثانیه اطلاعات بین خودشون تبادل می کنند. گروه های سلولی با همدیگه، یک شبکه ارتباطی عظیم رو شکل میدن. که به این وسیله تغییر ماده رو شکل میدن. سلولها به هم می پیوندند و یه شکل به خودشون می گیرن. بد شکل، بازسازی شکل. تفاوتی ایجاد نمی کنه، همه یکسان هستن. انسان خودش رو منحصر به فرد در نظر می گیره. بنابر این، اساس نظریه موجودیت رو روی یگانگی خودش قرار داده. "یک" واحد اندازه گیریه، اما اینطور نیست. تمام سیستم های اجتماعی که ما در آن قرار  داریم یک طرح خلاصه شده ی محضه. "یک" به اضافه "یک" میشه دو و این تمام آن چیزیه که ما یاد گرفتیم. اما "یک" به اضافه "یک" هرگز مساوی با "دو" نبوده. در حقیقت هیچ شماره و نوشته ای وجود نداره. ما موجودیت رو تدوین کردیم و در حد و اندازه انسان درآوردیم. تا قابل فهم بشه. یه مقیاس ساختیم. بنابر این می تونیم مقیاس غیر قابل فهم و سنجش رو فراموش کنیم.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)