ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. گوستاو فلوبر

ناسوت

روزگار یقین به سر آمده، آری، هزاره ما هزاره تردید است

آخرین نظرات
  • ۵ دی ۹۵، ۲۱:۳۵ - ♥ محجبه ♥
    قشنگه
  • ۱۱ شهریور ۹۵، ۱۳:۲۸ - دخترمهتاب ...
    احسنتم
  • ۳۱ مرداد ۹۵، ۱۴:۴۷ - 💕 پسر خوب 💕
    ...
  • ۱۵ مرداد ۹۵، ۱۹:۰۱ - ♥ محجبه ♥
    قشنگه

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دیلتای» ثبت شده است

این ها، نوشته های من هستند که بر حاشیه ی کتاب "مبانی کلامی اجتهاد" نوشته ام و اینک پس از سال ها به این شکل منتشر می شوند.

£ هایدگر برای شناخت، به جای آنکه خود را در کنار دیگری یا دیگری را در کنار خود قرار دهد به شناخت جایگاه انسان در هستی تاکید می کند و پرداختن به مقوله بودن در جهان را به بودن در میان آدمیان مقدم می داند و آن را زمینه و مقدمه شناخت درست تر انسان از خود و ماهیتش دانسته و آنرا زمینه ساز فهم های دیگر می داند. و معتقد است که بدون چنین شناخت کاملی که انسان از خود با بودن در هستی به دست می آورد نمی توان به هیچ شناخت و معرفت حقیقی دست یابد.

£ برداشت هایدگر از انسان برداشتی غریب است. او انسان را موجودی پرتاب شده در هستی می داند که در صحنه ای از وجود در نقطه ای از آن فرو می افتد بی آنکه در افتادن در آن نقطه ی خاص دخالتی داشته باشد. این گونه است که ما با افتادن در نقطه ای زمانی - مکانی از هستی در بستر خاصی از فهم افتاده ایم و در همان بستر شروع به فهم می کنیم و آن بستری که بدان سو پرتاب شده این پیش فهم ما در فهم های ما خواهد بود.

£ هایدگر، انسان را زبان می داند و زبان هر چیزی است که می تواند معنایی را در خود و با خود حمل نماید.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

این ها، نوشته های من هستند که بر حاشیه ی کتاب "مبانی کلامی اجتهاد" نوشته ام و اینک پس از سال ها به این شکل منتشر می شوند.

£ هر متنی حامل جلوه های شخصیتی نویسنده و ویژگی های اجتماعی جامعه است که در آن تولد یافته چه آفرینش گر متن بدان واقف باشد و چه از آن غافل باشد.

£ هوسرل بر آن بود که ما نمی توانیم به روان افراد وارد شویم و به پیچیده گی ها و امور موجود در روان افراد پی ببریم جز با بررسی امور عینی مربوط به فرد. به عنوان مثال ما با پریشان ظاهری و نرسیدن به بهداشت و ظاهر به یک وضعیت روانی خاص در افراد پی می بریم وگرنه راه دیگری برای کاوش در روان افراد نداریم. این امر به دیلتای این امکان را داد تا وقتی در تحلیل متن می خواست به روانکاوی مولف بپردازد بر این نکته تاکید کند که این وضعیت روانی با توجه به عملکرد ها، انتخاب ها و ... قابل فهم و شناسایی است. پس باید برای فهم متن به نوع زندگی نمودن مولف نیز باید توجه نمود. یعنی ما قادر به فهم و درک معنا در آثار فردی چون حافظ نیستیم مگر اینکه به لایه های روانی این فرد نزدیک شده و دست یابیم و برای این نزدیکی نیز راهی نداریم جز اینکه ببینیم این حافظ چگونه می زیسته یعنی نمود عینی روان حافظ چگونه بوده است. حالا ما باید به کدامیک از نمود های روانی توجه کنیم. دیلتای می گوید آن نمود های روانی که خود بدان ها التفات داشته و یا قصد انها را داشته نه آنکه در موقعیتی استثنایی مانند مرگ والدین از خود بروز می داده است.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

این ها، نوشته های من هستند که بر حاشیه ی کتاب "مبانی کلامی اجتهاد" نوشته ام و اینک پس از سال ها به این شکل منتشر می شوند.

£ آیا آیات قرآن، توسط خداوند و بر اساس این نکته تدوین شده اند که معنایی خاص را نمایان کنند. آیا بشر به عنوان مخاطبان قران می تواند معانی دیگری که در ظاهر با معنای اصلی و اولیه در تضاد نیست را اراده نماید.

£ اگر به زنده بودن قرآن و دینامیزم آن باور داشته باشیم، در آن صورت، کار ما این خواهد بود که ببینیم قرآن در مواجهه با رخداد های گذشته چه پاسخی داده و  به نیازها و سوالات امروز چه پاسخی خواهد داد. آیا ما می توانیم به قرآن نیز مانند یک متن معمولی و متعارف بنگریم.

£ من نه تنها در مورد قرآن که در مورد هر متنی، نگرشی خاص دارم. معتقدم که هر متنی در زمان خودش پاسخی است به نیازهای زمان خودش ولی الزاما نمی توان آن متن را در زمان خودش زندانی نمود. متن ها با زمانه ها امتزاج می یابند و لاجرم و از سر اجبار -اختیار با خود متن یا مولف نیست- با توجه به نوع حضورش در اعصار مختلف بدون توجه به اینکه آفریننده ی متن چه معنایی را می خواسته اراده نماید، معناهای جدید را خلق کند و پاسخی نوین ارایه نماید.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

بالانوشت:

این نوشته، متن پیاده شده ی سخنانی است که طی جلسات مختلف ارایه و پس از مدتی جمع آوری و به این شکل آماده شده است.

سید حسن کاظم‌زاده

گادامر، دیالوگی میان متن و مفسر

 

همانطور که گفتیم، هایدگر ساحت و گستره‌ی هرمنوتیک را، از روش‌شناسی به وجودشناسی و انسان‌شناسی تغییر داد. او در هرمنوتیکِ فیلسوفانه‌ی خود چنان غوطه‌ور شد که دیگر فرصت نیافت از آن به ساحل معرفت شناسی و متدولوژی بازگردد و از ماحصل مطالعات خود برای طرح یک هرمنوتیک عملیاتی در فهم متون بهره‌مند گردد.

اما پس از او گادامر تلاش کرد تا آموزه‌های فلسفی- هرمنوتیکی هایدگر را وارد عرصه‌های روش‌شناختی و معرفت‌شناختی نماید و از انسان شناسی و وجود شناسیِ هایدگر به روش‌شناسی و معرفت‌شناسی جدیدی در فهم متن دست یابد.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

بالانوشت:

این نوشته، متن پیاده شده ی سخنانی است که طی جلسات مختلف ارایه و پس از مدتی جمع آوری و به این شکل آماده شده است.

سید حسن کاظم‌زاده

هایدگر، هستی به مثابه متن

 

نمی‌دانم که چرا هرگاه در فلسفه یا در هرمنوتیک، سراغم به هایدگر می‌افتد عجز، ناتوانی، خضوع و خشوع در برابر این روح بزرگ وجودم را تماماً در بر می‌گیرد. نمی‌دانم، شاید دیگران نیز همچون من بدلیل زبان و ادبیات نامأنوس در فلسفه‌یِ هایدگر، همین حس و حال را نسبت به او و فلسفه‌اش دارند. جالب اینجاست که تاکنون، تنها یک‌دهم(بیست جلد) از آثار باقی‌مانده از او منتشر شده‌ و از این مقدار نیز اندک تعدادی به زبان پارسی برگردانده شده‌اند.

این امر تأثیر فراوانی در شناخت ناقص تمامی ما از هایدگر و فلسفه‌یِ او داشته است چنانکه می‌توان ادعا نمود شاید تمامی فلسفه‌های غربیِ پس از هایدگر، در پی برداشتهای غلط، نادرست و یا ناقص اربابانش از هایدگر پدید آمده باشد.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)

بالانوشت:

این نوشته، متن پیاده شده ی سخنانی است که طی جلسات مختلف ارایه و پس از مدتی جمع آوری و به این شکل آماده شده است.

سید حسن کاظم‌زاده

دیلتای و بسط هرمنوتیک از متن به علوم انسانی

دیلتای، هرمنوتیک را از حوزه‌یِ صرفا متن، به ساحت تمام علوم انسانی کشانده و بدین‌گونه آنرا گسترش داد و زمینه‌ای را فراهم ساخت تا این مباحث، به وسیله‌ی هایدگر به ساحت هستی شناسی نیز کشیده شود.

اینکه چرا دیلتای تاریخ را بصورت عنصری محورین به مباحث هرمنوتیکی خود وارد ساخت به شرایط زمانه و سرزمین آنروز آلمان باز می‌گشت. چرا که در آن روزگار، اندیشه‌های تاریخ‌گرایانه‌یِ هگل، برتمامی حوزه‌های فکری آنروزِ آلمان و حتا اروپا مستولی شده و همه اندیشه‌های فلسفی و علوم انسانی، به نحوی از این دیدگاههای تاریخ‌گرایانه بهره‌مند شده بودند و یوغِ هگل و اندیشه‌های هگلی به شدت بر گردن متفکران آلمانی جای گرفته بود. از طرف دیگر تاریخی‌نگری دیلتای واکنشی بود بر علیه دیدگاههای رایج پوزیتویستها که علوم انسانی را غیر اصیل و اثبات ناپذیر می‌دانستند.

  • سید حسن کاظم زاده(کمیرچی)