ناسوت|Nasoot

مرکز بررسی کتاب

ناسوت|Nasoot

مرکز بررسی کتاب

ناسوت|Nasoot

سید حسن کاظم زاده
راهنمای کتابخوانی

آسیب های اجتماعی و توسعه-بخش ششم

شنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۳:۲۱ ق.ظ

آسیب های اجتماعی و توسعه
سید حسن کاظم زاده 
بخش ششم

متاسفانه باید بگویم که ما در جامعه ای تک صدایی زندگی می کنیم. 

رسانه برای حکومت ابزاری برای بسط و گسترش هژمونی خود در جامعه است. 

رسانه ی آزادی وجود ندارد و آن رسانه های خصوصی یا توسط عوامل دولت اداره می شوند و یا تیغ تیز سانسور و تعطیلی بالای سرشان قرار گرفته است. 

تلویزیون هم در انحصار حکومت قرار دارد و صرفا مسائل را از منظر حکومتی تبیین و تشریح می کند. 

خوب اگر تلویزیون واقعیت ها را انعکاس ندهد و حتا آنها را پنهان کند از کارشناسان، از جامعه شناسان و روانشناسان و پزشکان، بصورت سیستماتیک و نظام مند استفاده نکند و مثل گربه روی آسیب های اجتماعی خاک بریزد قادر به حل معضلات نخواهیم بود.

یک بهانه ای که می آورند تا وضعیت آسیب های اجتماعی را توجیه کنند جمعیت زیاد ایران است. 

مثلا می گویند ما هشتاد میلیون جمعیت داریم و این مقدار آسیب اجتماعی در ایران خیلی هم دور از انتظار نیست. 

خوب مساله اینجاست که مگر جمعیت کشورهایی مثل آلمان، فرانسه، اسپانیا و انگلستان، روسیه و ... چقدر است. مگر اندونزی و مالزی چقدر جمعیت دارند. 

این ها کشورهایی هستند که در یک رنج جمعیتی قرار دارند حالا کمی بیشتر یا کمتر ولی وقتی به آمارهای آسیب های اجتماعی نگاه می کنیم می بینیم که آنها موفق تر از ما عمل کرده اند. 

یک بهانه ی دیگری هم که می آورند تا ماجرا را توجیه کنند مساله ی فرهنگ است. 

می گویند کشور ما مشکل فرهنگی دارد خوب شاید من هم با این نظر همدل باشم ولی چه کسی باید فرهنگ سازی کند. 

اینکه ما بنشینیم و از فرهنگ پایین مردم صحبت کنیم پدر سوختگی ما را نشان می دهد. 

کارشناسی که می آید در تلویزیون و از فرهنگ مردم خورده می گیرد معلوم است که ریگی در کفش دارد و می خواهد ماله کشی کند. 

فرهنگ ما خوب نیست خوب قبول چه کسی باید روی این فرهنگ کار کند، بودجه اش از کجا باید بیاید. 

وقتی ما میلیارد ها بودجه صرف فلان جا می کنیم و نسبت به فرهنگ شهروندی کاری انجام نمی دهیم نباید انتظار داشته باشیم که در سیزده بدر طبیعت به زباله دانی تبدیل نشود. 

آیا آن آلمانی از مادر که متولد شد فرهنگ داشت. خوب روی آن فرهنگ هم کار شد که به آنجا رسیدند که یک نیروی درونی آنها را کنترل می کند که بخاطر کرایه ماشین یا تصادف دو خودرو مثل دو تا گراز به جان همدیگر نیافتند. 

نمی شود که یک نگاه سیاه و سفید در جامعه جا بیاندازی تا از آنها در راستای سیاست های خود استفاده کنی ولی انتظار چهار میلیون نزاع خیابانی را نداشته باشی. 

طرف بخاطر پانصد تومان ناقابل زده راننده ی آژانس را کشته است. این یک بحران است. این معلول و محصول یک فرهنگی است که روادار نیست متصلب است. فرهنگی که دیگری را یک گرگ می داند. 

هیچ کشوری به اندازه ی ما قانون اعدام ندارد. هیچ کشوری به اندازه ی ما حکم اعدام صادر نمی کند. 

در اروپا سالهاست که مجازات اعدام حذف شده ولی به شکلی که در ایران جرم و جنایت رخ می دهد در اروپا وجود ندارد. 

این نشانگر آن است که اعدام نمی تواند کاری از پیش ببرد. با اعدام در ملا عام جرائم کمتر نمی شود.

برای کاهش جرم باید برویم و از سوئد بپرسیم که چکار کرده است که زندان هایش تعطیل شده است. 

در جهان تجارب موفقی وجود دارد ولی حاضر نیستیم از آن تجارب استفاده کنیم. 

حاضریم از افراد و افکار هزاران سال قبل بهره بگیریم ولی حاضر نیستیم که از دنیای معاصر خود و تجارب موفق در جهان معاصر خودمان استفاده کنیم. 

ملتی که به گذشته آویزان شده اند طرحی برای فردا ندارند. فردا از همین حالا از دستشان رفته است.

نگاه علمی وجود ندارد یک منبعی در گذشته وجود داشته که برای ما مقدس است و ما در مواجهه با هر مشکل جدیدی به آن منبع مراجعه می کنیم. خوب این می شود ناکارآمدی، این می شود شکست.  

ادامه دارد...